خرید بک لینک

عشق به هر موجودی عطا شده

ولی لا‌به‌لای سگ‌دوییِ یک لقمه نان و

این جور چیزها

طولی نمی‌کشد

که گوهرِ نازنین قلب

سنگ می‌شود

لباس قلب تن بود و

لباس تن هم پیراهن.

امّا ظاهراً بس نبود!

یک ابلهی برداشت

سرآستین هم اختراع کرد و

پیراهن آهاردار پوشید.

همیشه

وقت پیری

به خودشان می‌آیند.

زن‌ها به سرخاب‌سفیداب می‌افتند و

مردها به نرمش و کش‌وقوس

دیگر امّا دیر شده و

عشق

جوانه می‌زند

جوانه می‌زند و بعد هم خشکش می‌زند.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:15

«لاک‌پشت در ساحل موجودی تنبل، کم‌توان، سنگین و آسیب‌پذیر است. اما در آب، تبدیل به پرنده می‌شود.»روانشناسان زرد مدام تاکید می‌کنند که همه‌چیز در توست. خودت را عوض کن تا جهانت عوض شود‌آن‌ها موذیانه یا ابلهانه، تاثیرِ محیط را نمی‌بینند. اینکه در کجایی؟ در کدام کشور؟ کدام استان؟ کدام شهر؟ کدام محله؟ کدام خانه؟ این‌ها را نمی‌بینند. آنچه بر انسان می‌گذرد، متاثر از عوامل درونی و بیرونی است.در میان یادداشت‌های آلبر کامو چشمم به این جمله‌ی شگفت‌انگیز افتاد: “لاک‌پشت در آب، تبدیل به پرنده می‌شود.”‌همان لاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:15

*‏به مناسبت هشتاد و هشت سالگی رمان شازده کوچولو اثر جاودانه آنتوان دو سنت اگزوپری*به همین مناسبت جمله‌هایی از این اثر ماندگار را با هم مرور می‌کنیم...*شازده کوچولو پرسید:*غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟روباه گفت: *بری و کسی متوجه نشه!** شازده کوچولو گفت:*چطوری حماقتم رو نشون بدم؟روباه گفت: *برای هر چیزی اظهار نظر کن!* * روباه گفت: ‎عاشق هیچ گل عجیبی نشو بذار تنها بمونه*...شازده كوچولو پرسيد چرا؟ روباه گفت؛ خسته ميشی ميری اونوقت اون تنها‌تر ميشه...* شازده كوچولو: حرف همو نمی‌فهمیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:15

لطفا کرم ضد آفتاب بمالید!اگر میخواستم برای آینده شما فقط یک نصیحت بکنم، مالیدن کرم ضد آفتاب را توصیه میکردم. آثار مفید و دراز مدت کرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی که سایر نصایحی که من امروز مطرح می‌کنم، هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه های پر پیچ و خم زندگی شخصی‌ام ندارند. اما به هر حال، نصایحم را خدمت‌تان عرض میکنم:قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، البته اگر هم ندانستید، مهم نیست!به هر حال، روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را خواهید دانست. زمانی که طراوت آن رو به افول ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:15

در تمامِ شب چراغی نیست

در تمامِ روز

نیست یک فریاد.

چون شبانِ بی‌ستاره قلبِ من تنهاست.

تا ندانند از چه می‌سوزم من، از نخوت زبانم در دهان بسته‌ست.

راهِ من پیداست.

پایِ من خسته‌ست.

پهلوانی خسته را مانم که می‌گوید سرودِ کهنه‌یِ فتحی قدیمی را.

با تنِ بشکسته‌اش،

تنها

زخمِ پُردردی به جا مانده‌ست از شمشیر و، دردی جانگزای از خشم:

اشک، می‌جوشاندش در چشمِ خونین داستانِ درد؛

خشمِ خونین، اشک می‌خشکاندش در چشم.

در شبِ بی‌صبحِ خود تنهاست...

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 18:15

خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز. هر طرف می سوزد این آتش، پردهها و فرشها را، تارشان با پود. من به هر سو میدوم گریان، در لهیب آتش پر دود؛ و زمیان خندههایم، تلخ، و خروش گریهام، ناشاد، از درون خستهء سوزان، می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد! خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم. همچنان می سوزد این آتش، نقشهائی را که من بستم بخون دل، بر سر و چشم در و دیوار، در شب رسوای بی ساحل. وای بر من، سوزد و سوزد غنچههائی را که پروردم به دشواری.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

بهسان رهنورداني که در افسانهها گويند، گرفته کولبار زاد ره بر دوش، فشرده چوبدست خيزران در مشت، گهي پر گوي و گه خاموش، در آن مهگون فضاي خلوت افسانگيشان راه ميپويند ما هم راه خود را ميکنيم آغاز. *** سه ره پيداست. نوشته بر سر هر يک به سنگ اندر، حديثي کهش نميخواني بر آنديگر. نخستين: راه نوش و راحت و شادي . به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادي. دو ديگر: راه نيمش ننگ، نيمش نام، اگر سر برکني غوغا، وگر دم درکشي، آرام.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

دانشجویان عزیز رو مباحث تعریف اعتیاد.اصول پیشگیری.انواع مواد مخدر سه گانه.بازپروری.تفکر خلاق.خودشناسی.نقش رسانه ها تاکید بیشتری داشته باشید.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

فریاد من همه گریز از درد بود چرا که من در وحشت انگیزترین شبها آفتاب را به دعایی نومیدوار طلب می کردم در خلئی که نه خدا بود و نه آتش نگاه و اعتماد تو را به دعایی نومیدوار طلب می کرده ام. جریانی جدی در فاصله دو مرگ در تهی میان دو تنهایی_ نگاه و اعتماد تو بدین گونه است! چراغی در دست چراغی در دلم زنگار روحم را صیقل می زنم آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم. شاملو

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

معجزه ها پیرامون ما رخ میدهند نشانه های خدا راه را به ما نشان میدهند فرشتگان تمنا میکنند صداشان را بشنویم اما از آغازآموخته ایم که قواعد و فرمولهایی برای رسیدن به خدا وجود دارد به هیچ یک از این پدیده ها توجه نمیکنیم نمیفهمیم که او جایی است که ورودش را روا بدارند.مراسم سنتی مذهبی بسیار مهم است:باعث میشود در تجربه گروهی نیایش وستایش با دیگران سهیم شویم اما هرگز نباید از یاد ببریم که یک تجربه روحانی فراتر از هر چیز یک تجربه عملی از عشق است ودر عشق قانونی نیست

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

《نقطهی بیداری》 ِ ما کجاست؟ «احمد کایا» کمونیست مهربان و انترناسیونالیست نجیب ! معروفترین خوانندهی سیاسی ترکیه، تنها چهل و سه سال زندگی کرد، تنها پانزده سال توانست بخواند، بیست وهفت آلبوم پرفروش منتشر کرد که تنها فروش یکی از آنها، یک و نیم میلیون صفحه بود. او تا دو سال پیش از مرگ، هیچ مشکلی با خود و هویّتش نداشت یک خوانندهی تُرک بود، معروف و محبوب بود، برایش سر و دست میشکستند و در ناز و نعمت میزیست.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

به پسرم درس بدهید. او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

اگر به خانه من آمدی برایم مداد بیاور، مداد سیاه میخواهم روی چهرهام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیافتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیافتم! یک مداد پاک کن بده برای محو لبها نمیخواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند! یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم شخم بزنم وجودم را ... بدون اینها راحتتر به بهشت میروم گویا! یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد و بیواسطه روسری کمی بیاندیشم! نخ و سوزن هم بده، برای زبانم میخواهم

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

یا از اول دل به رویایی نبند یا بر این رویای ویران گریه کن عشق سلطان است و باقی بنده ایم زیر تیغش پایکوبان گریه کن درد را باران نمی شوید ولی زیر باران زیر باران گریه کن شعر :اهورا ایمان

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است پیام من که رساند به یار مهرگسل که برشکستی و ما را هنوز پیوند است قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست به خاک پای تو ، وان هم عظیم سوگند است که با شکستن پیمان و برگرفتن دل هنوز دیده به دیدارت آرزومند است فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

برچسب: نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

صفحه بندی