شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است پیام من که رساند به یار مهرگسل که برشکستی و ما را هنوز پیوند است قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست به خاک پای تو ، وان هم عظیم سوگند است که با شکستن پیمان و برگرفتن دل هنوز دیده به دیدارت آرزومند است فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست بیا و بر دل من بین که کوه الوند است
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاده
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 11:42