عشق به هر موجودی عطا شده
ولی لابهلای سگدوییِ یک لقمه نان و
این جور چیزها
طولی نمیکشد
که گوهرِ نازنین قلب
سنگ میشود
لباس قلب تن بود و
لباس تن هم پیراهن.
امّا ظاهراً بس نبود!
یک ابلهی برداشت
سرآستین هم اختراع کرد و
پیراهن آهاردار پوشید.
همیشه
وقت پیری
به خودشان میآیند.
زنها به سرخابسفیداب میافتند و
مردها به نرمش و کشوقوس
دیگر امّا دیر شده و
عشق
جوانه میزند
جوانه میزند و بعد هم خشکش میزند.
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاده